داستانهای تخیلی داستانهای ماجراجویانه
داستانهای تخیلی داستانهای ماجراجویانه
سال تحصیلی جدید آغاز شده و ماهیهای کوچک به مدرسه رفتهاند. در هنگام انجام فعالیتهای کلاس "زردک" مرتبا از "ماهی رنگینکمان" که از او بزرگتر است تقلید میکند. هنگام بعد از ظهر خانم هشتپا، معلم ماهیها، آنها را برای ساخت باغچه گروهبندی میکند و زردک و ماهی رنگینکمان در یک گروه قرار میگیرند. ماهی رنگینکمان که از دست زردک کلافه شده او را از خود میراند. اما زردک به او توضیح میدهد که چون کارهای او به نظرش جالب است دوست دارد او نیز همان کارها را انجام دهد. آن دو موفق میشوند به کمک یکدیگر کار خویش را به درستی انجام دهند و خانم هشتپا نیز از این که با کار گروهی صاحب یک باغچهی زیبا شدهاند به ماهیها افتخار میکند. ماهی رنگینکمان پی میبرد که او نیز میتواند کارهای بسیاری را از زردک بیاموزد.