داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، مشتمل بر چند داستان کوتاه است که با زبانی ساده و روان نگاشته شدهاند. «کافههای شوم»، «او رقم خورده است»، «صدای سکوت»، «رازم را به کسی نمیگویم»، «اردکهای کاکلی هم نگران بیخبریات بودند»، «دو حس با یک نام مشترک»، «نور شدید روز» عنوانهای برخی از داستانهای این کتاب هستند. در داستان «کافه شوم» میخوانیم: «از کافه بیرون میروم. مردم یکطوری نگاهم میکنند. بعضیها میخندند و بعضیها هم که انگار یک کورکودیل وحشتناک دیدهاند که دارد آبنبات چوبی لیس میزند».