داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14 - ادبیات کودکان و نوجوانان
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14 - ادبیات کودکان و نوجوانان
اثر حاضر در بردارنده چهار داستان کوتاه است که با این عناوین گردآمده است :((چمشهای بابای کوچه))، ((خاک مرده))، ((باغ بزرگ آلبالو)) و ((دود و تب دکاندار)) .((چشمهای بابای کوچه)) داستانی است که به زبان محاوره نگارش یافته است .داستان بیانگر خاطرات کودکی است که پدرش را از دست داده است . پدر او آموزگار بوده و سکته قلبی باعث مرگش شده است .پسرک پس از این واقعه ناگوار در ذهن خود جای خالی پدر را جست وجو میکند .او با وهم و خیال به نوعی مرگ پدرش را توجیه مینماید .روزی پسرک در کوچه مشغول بازی بود که ناگهان احساس میکند پدرش از دور میآید .او با ترس نزدیک مرد عابر میشود و او را ((بابا)) خطاب میکند .آن مرد آموزگاری است که هر روز مسیر کوچه را طی میکند . او از رفتار پسرک متعجب میشود و ...