داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«تمنا» دختری متکبر بود که به خاطر زیبایی ظاهریاش، خود را جزء مخلوقات لایق و شایستة خداوند به حساب میآورد و بقیه را ناچیز میشمرد. حتی «تیام» و «تکین» خواهر و برادر خود را در مراتب پایینتر از خود میدید و از رفتار و ظاهر آنها همیشه ایراد میگرفت. «پژمان»، پسر دوست پدرش، دلباختة وی بود. تمنا نیز به پژمان علاقمند بود. در مهمانیای که پژمان و «فرزین» پسرعمویش، با هم در آن شرکت داشتند، توجه فرزین به تکین، باعث برافروخته شدن احساس حسادت تمنا به او شد و این احساس اتفاقات جدیدی را به دنبال داشت که حاصل آن ازدواج او با پسرعمهاش «کسری» بود؛ زندگی مشترکی که زیاد دوام نیاورد.