داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، به بیان گوشههایی از فقر و فلاکت و تنگدستی مردم بندرنشین ساحلی در اواسط سلطنت پهلوی دوم، که با دروازة تمدّن فاصلة بسیاری دارند، در قالب خاطره - داستان اختصاص دارد. عنوان خاطره - داستانها عبارتند از: «شکار میگ»، «تیمسار مدیر»، «حشر»، «رویایی دریایی»، «دلتان میخواهد چکاره شوید» و ... . در خلاصة داستان «تیمسار مدیر» آمده: «حبیب» و «مرتضی» دو همکلاسی، در شهری بندرنشین و فقیر هستند که با لباسهای کهنه، در حالی که کتابهای خود را زیر بغل میزنند، هر روز به مدرسهای میروند که بی شباهت به خرابه نیست. آن دو، اوضاع خود و مدرسه را با بچّههای پولدار مدرسة ملّی مقایسه میکنند و به تفاوتهای موجود بین خود و پولدارها پی میبرند. وقتی به مدرسه میروند، مدیر عقدهای در بین کلاس با ترکهای وارد کلاس میشود. او که بی شباهت به تیمسارها نیست، ظاهری خندهدار به خود میگیرد و وقتی یکی از بچّهها شروع به خندیدن میکند، مدیر با ترکه به جان او افتاده و بی اعتنا به التماسهای دانشآموز، مدّتی به کتک زدن او ادامه میدهد.