عشق
عشق
کتاب حاضر، دستورالعمل سادهاي براي عشق ورزيدن نيست و در خلال کتاب نويسنده عشق ورزيدن را بهعنوان يک هنر معرفي مينمايد. نويسنده تلاش ميکند خواننده را متقاعد سازد که تمام کوششهاي او براي عشق ورزيدن، محکوم به شکست است مگر اينکه به جد براي تکامل همهجانبه شخصيت خود بکوشد تا جايي که رابطهشان در مسيري سازنده قرار گيرد. نويسنده بيان ميکند که عشق با دو چيز شناخته ميشود: عمق ارتباط متقابل و شادي و در ادامه تبيين ميکند که هرگاه رابطه يا حسي را ديديم که از اين دو خالي است، نام عشق را بايد از آن باز پس بگيريم.