داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، داستانی با موضوع اجتماعی است. خسرو پسری هفده ساله و کنجکاو و ساکن یکی از روستاهای شمال کشور است. روزی با شنیدن قصّة مادر دربارة یک خانواده، کنجکاو پیدا کردن دلایل مختلف میشود. قصّة مادر مربوط به سالهای گذشته است: مردی که تازه داماد شده، خوراک گرگ میشود و فالگیری به بیوة او خبر آمدن نوزادی را میدهد که همة صفات خوب و بد را با هم دارد. فالگیر چند بار در خواب بیوه به شکل گرگی درآمده و به او حمله میکند. وقتی کودک که هیچ علامت غیرعادی نداشت به سن هفت سالگی میرسد، مادرش فوت میکند و او از طرف مردم طرد و به کوهستان و بیابانها پناهنده میشود. او سپس راهی جنگل راش میشود و سرنوشتی نامعلوم مییابد. «خسرو» با شنیدن این داستان واقعی از زبان مادر در حالی که به شدت نگران احوال دوستش «داریوش» است، تصمیم میگیرد به جست جوی آن شخص برود، امّا با این که اثری از فرد مورد نظر پیدا نمیکند به اسرار عمیقی دست مییابد که دیدگاه تازهای از زندگی فرا روی وی میگذارد.