داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر داستان باغ عجیبی است که دارای روح است و گیاهان آن، شبها پس از طلوع ماه جان گرفته و گرد هم جمع میآیند. شبی، لاله که رهبر گیاهان است، به بقیه اطلاع میدهد که با روح باغ ملاقات کرده و مطلع شده که باغبان همان شب در باغ دچار مشکل قلبی شده و زندگی را ترک میکند. اوضاع طبق پیشبینی لاله پیش میرود اما پس ازمرگ باغبان درخت گردو و گل علفی شروع به زدن ساز مخالف کرده و لاله و بنفشه را پنهانی ربوده و زندانی میکنند. بر اثر نفاق پیش آمده، پاییز به باغ راه پیدا کرده و تمام گیاهان را خشک میکند و پس از آن زمستان از راه میرسد. لاله و بنفشه به سختی از زندان نجات پیدا میکنند و خود را به بهار میرسانند و پس از آن با کمک و راهنماییهای وی، زمستان را از باغ بیرون کرده و بهار را به آنجا بازمیگردانند. پس از اتمام این ماجراها باغبان پیر بار دیگر چشم میگشاید و زنده میشود.