داستانهای تخیلی دوستی - داستان
داستانهای تخیلی دوستی - داستان
کتاب مصور حاضر داستاني تخيلي درباره دوستي است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نگاشته شده است. در داستان ميخوانيم: «گنجشکي کوچولو هر هفته توي حياط ميآمد و روي بند رخت مينشست. گنجشک براي بند رخت آواز ميخواند و بند رخت گنجشک را تاب ميداد. گنجشک از دشتهاي سرسبز و سرزمينهاي خيلي دور براي بند رخت حرف ميزد. ماجراهاي خندهدار برايش تعريف ميکرد. سوغاتي برايش ميآورد. بند رخت هميشه منتظر او بود».