داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، رمانی فارسی است که با زبانی ساده و روان و بیان جزئیات لازم نگاشته شده است. داستان با پرداخت مناسب شخصیتها و توصیف عمیقترین احساسات و افکار آنها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنهها، نگاشته شده و خواننده را با خود همراه میکند. در داستان میخوانیم: «آفتاب کمکم به بالاترین نقطه خود در آسمان صعود کرده بود، سایه اجسام به کوچکترین حد خودشان رسیده و گرمای هوا رفتهرفته شدیدتر میشد. در آن حال نگاهی به ساعتش کرد، وقت نهار فرارسیده بود، بنابراین تعدادی سیبزمینی شست و بدون آنکه آنها را پوست بکند روی زغالها پهن کرد».