داستانهای تخیلی فرزندان دوم خوکها - داستان حسد در کودکان
داستانهای تخیلی فرزندان دوم خوکها - داستان حسد در کودکان
«بنی» یک برادر دارد. او به محض اینکه از خواب بیدار میشود، برادرش را میبیند که کنارش دراز کشیده است. برادر بنی به یکباره جیغ میزند، مادرش برای اینکه او را آرام کند به او پستانک میدهد. بنی هم دلش پستانک میخواهد، اما مادر بني را توجیه میکند که او دیگر بزرگ شده و پستانک نمیخواهد، بني این حرف مادر را قبول ندارد و... .