داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای کودکان و نوجوانان
کتاب مصور حاضر، داستاني از افسانههاي عامه است که با زباني ساده و روان براي کودکان نگاشته شده است. در اين داستان کشاورز فقيري بود که همسر و پسري تنبل به نام «جک» داشت. کشاورز فقير هنگام مرگش فقط يک گاو براي خانوادهاش بهجا گذاشت. «جک» و مادرش با شير آن گاو زندگيشان را ميچرخاندند. آنها هر روز صبح شير گاو را به بازار ميبردند و ميفروختند. اما يک روز صبح، گاو ديگر شير نداد و آنها ديگر پولي نداشتند که حتي يک قرص نان بخرند، تا اينکه لوبياي عجيبي را پيدا کردند.