داستانهای حیوانات موشها - داستان
داستانهای حیوانات موشها - داستان
«کوییپ»، بچه موش کوچولوی خاکستری در جنگل با گامهای کوتاه و تندتند راه میرفت. او دو میمون را در حال پریدن از شاخهاي به شاخه دیگر، سه گوره خر سر تا پا راهراه، چهار زرافه با گردنهای بیاندازه بلند و حتی پلنگهای در حال بازیگوشی کردن را دید. همه چیز برای کوییپ به خوبی میگذشت؛ تا اینکه او روی یال «لیونل» پرید. لیونل یک شیر خشمگین بود که در آن لحظه مشغول خواب بعد از ظهرش بود و... .