داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
تنها دلخوشی پیرمرد زمینگیری این است که کنار در منزل، در پیادهرو، نشسته و با تماشای عکسهای پسر شهیدش وقت بگذراند. دلتنگی پیرمرد بیش از حد تصور است. او که خود روزگاری سقای جبهههای جنگ بوده به فرزند خویش افتخار میکند، اما روزی نوۀ کوچکش با او به سخن مینشیند و از نیازش به حضور پدر در زندگی سخن میگوید. دختر ادعا میکند هرگز پدر را به خاطر این عدم حضور نخواهد بخشید. مرد پیر که از این حرفها حیرت کرده، قادربه بیان استدلال و قانع کردن نوۀ خود نیست و لحظاتی بعد دچار حملۀ شدیدی شده و دخترک برای آوردن کپسول اکسیژن وی به سوی خانه میدود. کتاب حاضر حاوی بیست داستان کوتاه، با محوریت موضوع "جبهه وجنگ" تحت پارهای از این عناوین است: آنا هنوز هم میخندد؛ نامههای صلیب سرخ؛ تاریخ؛ خیابان پیر؛ بیبی دختران؛ و نابینا هم خواب میبیند؟.