داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«گنج مسيح» عنوان داستاني تاريخي و عاشقانه است. دانيال، پسر جواني است که با مادرش در خانه کوچک روي تپهاي بلند مشرف به شهر صور زندگي ميکند. دانيال هيزمشکن بود و هر روز به جمعآوري هيزم ميرفت تا آنها را در شهر بفروشد. يک روز به طور اتفاقي براي فروش هيزم به قصر حيرام پادشاه صور رفت و در آنجا عاشق شاهزاده ماريا، تنها فرزند پادشاه شهر شد. پادشاه يگانه دخترش را به شاهزاده صيدا هم نداده بود، چه برسد به يک هيزم شکن فقير. حتي فکر ازدواج با دختر پادشاه براي دانيال محال بود، اما دانيال در تب عشق ماريا ميسوخت. تا اينکه گنج مسيح(ع) دانيال را در مسير ديگري قرار داد و ....