داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، رمانی فارسی است که با زبانی ساده و روان و بیان جزئیات لازم نگاشته شده است. نویسنده با پرداخت مناسب شخصیتها و توصیف عمیقترین احساسات و افکار آنها و همچنین با بیان دقیق جزئیات صحنهها، خواننده را از ابتدا تا انتهای کتاب با خود همراه میسازد. در داستان میخوانیم: «لنگه گوشواره خاله «ناهید» گم شد. یعنی از اول بین طلاهایش نبود. کسی هم خیلی دنبالش نگشت. مادر گفت خالهات از بس قرص اعصاب میخورد، خرفت شده. حتماً پیشترها گمکرده. بدتر از همه خود خاله «نگار»، حلقه عروسی را جاگذاشته بود لای جانماز مخمل سبز مکهای و چون آقای عاقد چند جای دیگر هم مجلس داشت، مجبور شدند حلقه «هدا» را از دستش دربیاورند و بدهند به «رضا» که دست عروس کند».