داستانهای آموزنده سخاوتمندی - داستان گنجشکها - داستان
داستانهای آموزنده سخاوتمندی - داستان گنجشکها - داستان
در دشتی سرسبز، گنجشک کوچولویی همراه مامان گنجشک و بابا گنجشک روی شاخة بلند و پربرگ و باریک درخت توت تنومند زندگی میکرد. او تازه پرواز کردن را یاد گرفته بود. با گذشتن روزها، گنجشک مهارت بیشتری در پرواز پیدا میکرد و میتوانست مسافتهای طولانیتری طی کند و جاهای جدیدی را ببیند. او هرروز عاقلتر و بزرگتر میشد و برای همین سوالات زیادی در ذهنش پیدا میشد. روزی او سوال کرد که بخشندهترین فرد کیست؟ به هرکس که میرسید سوالش را میپرسید و هرکسی چیزی میگفت. او به دنبال پیدا کردن جواب سوالش درگیر ماجراهای عجیبی شد و سرانجام بخشندهترین فرد را پیدا کرد. این کتاب مصور برای گروه سنی «ج» به نگارش درآمده است.