فصلها - داستان داستانهای فارسی پدربزرگها و مادربزرگها و نوهها - داستان
فصلها - داستان داستانهای فارسی پدربزرگها و مادربزرگها و نوهها - داستان
کتاب مصور حاضر، داستانی فارسی در مورد فصلهاست که با زبانی ساده و روان برای گروه سنی (ب) نگاشته شده است. در داستان میخوانیم: «امروز با پدربزرگم بیرون رفتیم و در پارک باهم قدم زدیم. پدربزرگم مرا خیلی دوست میدارد و من هم او را دوست دارم. او قبلاً معلم بوده است. هر وقت باهم بیرون میرویم آدمهای بزرگ همیشه به او سلام میکنند، جلو میآیند و دستش را میبوسند. البته پدربزرگم بیشترشان را به یاد نمیآورد ولی آنها خیلی به او احترام میگذارند و برایش حرفهای خوب میزنند. پدربزرگ آن روز برایم از چهار فصل سال و خصوصیاتشان گفت».