داستانهای علمی داستانهای آموزنده
داستانهای علمی داستانهای آموزنده
کتاب مصور حاضر، داستاني علمي است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نگاشته شده است. در اين داستان در يک روستاي سرسبز و کوچک به نام «آهار» پسر کوچولويي به نام «امير»، همراه پدر و مادرش زندگي ميکرد. «امير» کوچولو خيلي دوست داشت از حشرات نگهداري کند مثلاً کفشدوزکها و مورچههاي کوچولو را داخل جعبههاي کوچک نگه ميداشت يا اينکه به دنبال کرم ابريشم از درخت توت بالا ميرفت، او چندين کفشدوزک و يک کرم ابريشم داشت.