قرآن - قصهها حیوانها در قرآن
قرآن - قصهها حیوانها در قرآن
من عنکبوتی کوچک هستم که در غاری دورافتاده و ترسناک در کوه ثور که یکی از کوههای مکه است به دنیا آمدم. من در آن غار به تنهایی زندگی میکردم، تا این که روزی فرشتهای نزد من آمد و به من گفت که به زودی پیامبر خدا و ابوبکر مهمان تو خواهند بود. از او دربارۀ آنها پرسیدم. گفت: حضرت محمد (ص) آخرین فرستاده خدا و رحمت الهی است و ابوبکر نیز از یاران نزدیک وی است؛ آنها از دست کافران فرار کرده و باید دراین غار پنهان باشند. تو نیز بعد از آمدن آنها از سوی خدا دستور داری که بر در غار تاری بلند بسازی؛ بعد از مدتی مهمامان من وارد شدند و من نیز کار خود را انجام دادم. کافران به غار رسیدند، شمشیرهای تیز آنها برق میزد ولی با دیدن تار من گفتند اگر کسی وارد غار شده بود، تارها پاره میشد. و به این ترتیب پیامبر (ص) و ابوبکر را از دست کافران نجات دادم. کتاب حاضر حاوی داستانهایی درباره حیوانات نام برده شده در قرآن به زبان کودکان است. برخی از آنها عبارتاند از: گاو بنیاسراییل؛ پرندگان ابابیل؛ شتر صالح (ع)؛ سگ اصحاب کهف؛ و کلاغ هابیل و قابیل.