داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
اين داستان از زماني آغاز ميشود كه دختري به نام «شقايق» به هنگام بازگشت از مدرسه به خانه، كودكي را در وسط خيابان ميبيند كه ممكن است با يك موتورسوار تصادف كند. شقايق در يك لحظه اقدام به نجات كودك ميكند و خودش دچار آسيب از ناحيه پا ميشود. اين تصادف و استرس زيادي كه مادر شقايق تحمل ميكند باعث ميشود تا او به ياد خاطرات خود از دوران جنگ بيفتد. او شروع به تعريف خاطراتش از جنگ ميكند و داستان با اين روند ادامه مييابد.