نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام
در کوچه‌های خنده‌دار تاریخ | خانه کتاب و ادبیات ایران

در کوچه‌های خنده‌دار تاریخ

تاریخ - لطیفه، هجو و طنز طنز فارسی - قرن 14

در کوچه‌های خنده‌دار تاریخ | خانه کتاب و ادبیات ایران

در کوچه‌های خنده‌دار تاریخ

تاریخ - لطیفه، هجو و طنز طنز فارسی - قرن 14

قیمت
تاریخ نشر
13860306
شابک
978-964-2657-31-5
تلفن
96045717
پدیدآور
نويسنده : عربلو ، احمد
اطلاعات تکمیلی
کد دیویی
8fa7.62
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
تهران - تهران
مشخصات
جلد - 48 صفحه - تالیف - چاپ 1
کد دیویی
8fa7.62
زبان کتاب
فارسی
محل نشر
تهران - تهران
مشخصات
جلد - 48 صفحه - تالیف - چاپ 1
معرفی مختصر کتاب

کتاب حاضر از مجموعه‌ی "کتاب شهر" با هدف عرضه‌ی رایگان در فضاهایی چون اتوبوس‌ها، قطارهای شهری، بانک‌ها، سالن انتظار فرودگاه‌ها و... که شهروندان به هر دلیلی ناچارند دقایقی از وقت روزانه‌ی خود را در آن‌جا به انتظار سپری کنند، به چاپ رسیده است. نویسنده‌ی کتاب به شرح داستان‌های کوتاهی از شاهان و مشاهیر تاریخ ایران و جهان از جمله، شاه‌عباس، آغامحمدخان قاجار، کریستف کلمب و... برای نمونه در قسمتی از شرح زندگی "کریستف کلمب" آمده است: کریستف کلمب زمانی که 25 سالش بود و هنوز 25 گونی پشم هم نفروخته بود، هوس دریانوردی به سرش زد. بنابراین سوار یک کشتی شد تا به سفر برود، اما وسط راه از بدشناسی، توفان شد، بعد کار از شوخی گذشت و توفان، کشتی آن‌ها را خرد و خمیر کرد. کریستف کلمب هم فورا یک تخته‌پاره پیدا کرد و خودش را آویزان آن کرد و آن‌قدر پادوچرخه زد تا این که توانست خودش را به سواحل کشور پرتغال برساند. بعد تخته‌پاره را گوشه‌ای انداخت و پیش برادرش که در پرتغال زندگی می‌کرد رفت تا مدتی استراحت کند؛ چون که از بس پادوچرخه زده بود، پاهایش دیگر رمق راه رفتن نداشت. بعد که حسابی خستگی‌اش در رفت، بلافاصله با دختر یکی از فرماندهان یکی از جزیره‌های پرتغالی ازدواج کرد. توجه می‌فرمایید که وقتی شانس به آدم رو کند، یک تخته‌پاره آدم را به کجاها که نمی‌رساند. هستند مردم فقیر و بیچاره‌ای که هر روز روی تخته‌پاره سوار می‌شوند از صبح تا شب پادوچرخه می‌زنند اما نه از جزیره‌ خبری هست و نه از فرمانده‌ی جزیره و نه از دختر فرمانده‌ی جزیره! آدم باید شانس داشته باشد.