داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«نگار» دختر زیبای نامدار با پدر و مادر خود در عمارت بزرگی زندگی میکند. تنها برادرش «نریمان» برای تحصیل به کشور انگلستان رفته است. هنگامی که پدر و مادر برای دیدار نریمان میروند، در تصادفی کشته میشوند و ثروت عظیمی از جمله عمارت بزرگ را برای آنها به جای میگذارند. پس از مدتی نگار با وکیل جوانی به نام «مازیار» آشنا میشود. با آمدن مازیار و اتفاقات بعدی اسراری از عمارت پدری، خیانت «قوام»، وکیل خانوادگی نامدار، مسائل بسیاری از گذشتة نگار و نریمان و مازیار و مرگ پدر و مادر آشکار میشود و همگی آنها را در بهت و حیرت قرار میدهد.