داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«سارا»، دختر جوانی است که خود را برای شرکت در آزمون سراسری دانشگاه آماده میکند، ولی ناگهان در یک خورد ساده با پسر جوانی به نام «امیر» تمام برنامههای آیندة خود را به کناری نهاده و با وی طرح دوستی میریزد. او که به امیراطمینان کامل دارد و میاندیشد که با وی ازدواج خواهد کرد در دامی که از سوی جوان برایش پهن گردیده گرفتار شده و تا مرز خطر پیش میرود. اما به موقع از مهلکه رها شده و پس از شناخت صحیح امیر با یاری دوستانش وی را به پلیس معرفی کرده و زندگی و آیندة خویش را به بهترین نحو میسازد و با قبولی در آزمون دانشگاه راه دیگری را برمیگزیند.