داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
اين داستان درباره ماجراهايي است كه براي «پوريا»، «متين» و «بهار» اتفاق ميافتد. سه بچه بازيگوش كه كل اهالي آپارتمان را عاصي كردهاند. آنها با پسر همسايه همكاري كرده و كفشهاي همسايهها را در گوني ريخته و به بلوك بغليشان برده و كفشهاي آنها را به بلوك خودشان آوردهاند، از طرفي گلدانهاي همسايه را برداشتهاند تا به يك پيرزن تنها بدهند و ... مادر متين، بهار و پويا به شدت عصباني است و ...