داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، داستاني است که در آن زليخا عاشق مرد رؤياهايش ميشود. او تصميم ميگيرد که به مصر سفر کند و او را پيدا کند. يوسف پسر زيبايي بود و پدرش او را بسيار دوست ميداشت، اما برادرانش او را در چاه انداختند. کاروانيان يوسف را نجات دادند و به مصر بردند.زليخا يوسف را ملاقات کرد و کام دل از او خواست.يوسف اجتناب کرد و زليخا او را به زندان انداخت.