خدا - صفات داستانهای اخلاقی
خدا - صفات داستانهای اخلاقی
من آن روز برای زنگ ورزش یک توپ بزرگ با خود به مدرسه برده بودم. توپ من مثل رنگین کمان بود و دوستانم همگی مشتاق بازی با آن بودند. پس همگی با هم شروع به بازی کردیم. خداوند همیشه دوستانش را خوشحال میکند و من آن روز مثل خدا شدم. مجموعة حاضر حاوی چندین داستان کوتاه تحت عنوان دختر زرنگ، مامان کوچولو، دخترخالة من و... است. نویسنده در هر داستان به یکی از صفات خداوند اشاره میکند که راوی با پیروی از آنها سعی دارد همانند خدا باشد.