افسانههای جدید داستانهای تخیلی
افسانههای جدید داستانهای تخیلی
کتاب مصور حاضر، داستاني تخيلي است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نگاشته شده است. در اين داستان در زمانهاي قديم، در گوشهاي از اين دنياي قشنگ، پيرمرد فقيري با همسرش زندگي ميکرد. پيرمرد کشاورز بود و آنها فرزندي نداشتند تا در کارها کمکشان کند. يک روز وقتي پيرمرد به مزرعه رفت، متوجه شد که يکي بذرهايي که چند روز قبل کاشته را، از زير خاک بيرون آورده و هيچ خبري از بذرها نيست. خيلي ناراحت شد و به فکر فرو رفت و باقيمانده بذرهايش را کاشت و در گوشهاي مخفي شد و منتظر ماند تا ببيند چه کسي اين کار را کرده است.