داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
این یک سفرنامه خیالی است. خیالی از اینجانب که مردمان ترکیه فارسی بلدند و این سفر فقط در ذهن نویسنده وجود دارد؛ اما همه اماکن که نوشته شده کاملاً واقعی است و در دنیا وجود دارند. در آخر متوجه خواهید شد که چرا این سفرنامه خیالی است. آخرین باری که دو احمق واقعی دیدم، ۶ سال پیش بود. آن موقع خیلی با هم خوش میگذرانیم. فوتبال بازی میکردیم، فیلم میدیدیم. خلاصه بگویم، خیلی کم پیش میآمد که از همدیگر جدا بشیم و زار نزنیم. روزگار میگذشت و ورق میخورد تا اینکه یک روز داییام، پدر آن دو احمق خبر داد که برای ادامه دادن به شغل مورد علاقهاش، مجبور به ترک ایران هستند. حالا بعد از شش سال دوری از دایی احمد و دو پسر دایی احمق ام، رامین و پویا، شرایط یاری میکرد که به دیدن آنها بروم. خوشحال بودم، خیلی زیاد! چرا که بعد از ۶ سال دوباره میتوانم دو پسر دایی احمقم را ببینم.