داستانهای کوتاه مجارستانی - قرن 20م.
داستانهای کوتاه مجارستانی - قرن 20م.
کتاب حاضر مجموعه داستانهای کوتاه مجارستانی ـ قرن بیستم است. برخی از عناوین قصّهها عبارتند از: «بیمارستان ارتش»؛ «اشتها»؛ «راننده»؛ «پرترة مرد»؛ «جلسه»؛ «ماه عسل روی نوار مگس گیر»؛ «آگهی»؛ «پاییز»؛ «تونه» و «خاطرات یک آب چال». در خلاصة داستان «پاییز» آمده است: «سیلوستر گاچ» جنگلبان چهل و چهار سالة ادارة جنگلداری شمال مجارستان در افسردگی ناشی از رسیدن به سن بازنشستگی قرار دارد و دیگر از جنگل و درختانش بیزار شده است. یک روز وقتی او تک و تنها در جنگل راه میرود، به ناگاه به یاد پدرش که وی نیز جنگلبان بوده است میافتد. پدرش در کودکی او، با نشان دادن یک برگ بلوط گفته بود که این نه برگ، که ملخی است در نقاب برگ. پس از سپری شدن چهل سال، هنگامی که جنگلبان با یاد این خاطره به ناگاه چیزی از خودش میپرسد، دیگر نمیتواند از سیل پرسشهایی که به دنبال هم میآیند رها شود. او در پایان در مییابد برگ درختی که پدرش گفته بود ملخ است، در واقع نه ملخ، که همان برگ درخت است.