داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
((اسیر عشق)) عنوان داستانی است که نگارنده از زاویه((اول شخص))، ماجرای اصلی آن را چنین آغاز میکند...)) :پس از چند روز از بیمارستان مرخص شدیم و به خانه بازگشتیم .چند روزی در خانه استراحت میکردم که ناگهان لحظههای مرگ آن جوان، شیونها و زاری آن دختر جوان و ماتم مادر جوان از دست رفته در جلوی چشمانم مثل شبهی پدیدار شدند .بیاختیار بلند شدم و با آدرسی که در اختیار داشتم، به سراغ خانه مادرش رفتم و با هزار زحمت و پرس و جو خود را به آن خانه رساندم .جلوی در آن خانه، حالت عجیبی داشتم، نمیدانستم چه میکنم .((...