داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، داستانی از زندگی سلوکی شیخ اشراق است؛ مطالبی از مراحل سلوک تا سفرها، درگیریها، محاکمه و اعدام این فرزانه ایرانی است. اساس این نوشته علاوه بر گزارشهای اندک و ناچیز مورخان، نوشتهها و تعالیم خود این حکیم، بهویژه دلبستگیهای وی به فرزانگان ایران باستان است. البته در هر داستانی، تخیل نویسنده نیز نقش داشته است. این کتاب درواقع ویرایش و بازنویسی کتاب «قلندر و قلعه» است. در داستان میخوانیم: «سهروردی در سن سیوهفت یا سیوهشت سالگی به فتوای علمای دمشق که افکار مترقیانة او را مانعی بر سر راه قدرت خود میدیدند کشته شد. به روایتی که در این کتاب هم بر آن تأکید شده، «ملک ظاهر» پسر «صلاحالدین ایوبی» به خواست «سهروردی»، او را در سیاهچالی در قلعهای میاندازد و «سهرودی» در آنجا چهل روز روزه میگیرد تا میمیرد. ولی علما برای خالی کردن دق دلیشان جنازه او را بر دار میکنند و عمق نفرتشان را از تفکرات مترقیانة وی به این شکل نشان میدهند».