داستانهای تخیلی داستانهای کودکان و نوجوانان داستانهای آموزنده
داستانهای تخیلی داستانهای کودکان و نوجوانان داستانهای آموزنده
کتاب مصور حاضر داستاني آموزنده و تخيلي است که با زباني ساده و روان براي گروههاي سني (الف) و (ب) نگاشته شده است. در داستان ميخوانيم: «در شهري بزرگ و زيبا مردم با شادي و کار فراوان با هم زندگي ميکردند تا اينکه يک اتفاق عجيب و چهار را کنجکاو کرد. چند روزي بود که وقتي خورشيد غروب ميکرد به صدايي همراه با باد در کوچهها ميپيچيد. اين صداي گريه غمگين و ناراحتکننده بود. «مبين» که هر شب صدا را ميشنيد هر چه از پنجره به بيرون سرک ميکشيد کسي را آن اطراف مشغول گريه نميديد».