داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، مجموعهای از داستانهای کوتاه فارسی است که با زبانی ساده و روان نگاشته شدهاند. «آخرین کوچه»، «کوچه تاریک»، «کوچه بنبست»، «چراغ قرمز»، «آقای شهردار»، «آخرین چهارراه»، «پل فلزی»، «چراغ برق»، «فراموشی»، «آرزوی سفید» و «آخر هفته» عنوانهای برخی از داستانهای این کتاب هستند. در داستان «آخرین کوچه» میخوانیم: «سرما دستش را شلاقی کرده بود و بر صورت نحیف و بدون حفاظ زن تازیانه میزد و هرازگاهی زوزهای قدرتمند میکشید و ذرات سبک برف را به اراده خود به اطراف میپاشید و وقتی کمی ریزش برف آرام میشد. زن با فشاری بر پاهای نحیفش چند قدم دیگر در حجم سبک برف برمیداشت».