داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
اين داستان درباره دختري جوان به نام «نازلي كسروي» است كه پس از فوت ناگهاني مادربزرگش و پس از سالها دوري به ايران بازميگردد. آشنايي او با مرد جواني در هواپيما و ناگفتههايي درباره زندگياش، اين داستان را شكل خواهد داد ... . در بخش ابتدايي اين رمان ميخوانيد: «با تكان هواپيما از خواب پريدم و كتاب از روي پاهايم سُر خورد و كف هواپيما افتاد. خم شدم تا آن را بردارم ولي كسي كه كنار من نشسته بود سريعتر از من خم شد و ... ».