داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«عماد» که از خانوادهای ثروتمند و صاحب نفوذ است و در جوانی دچار عشقی نافرجام شده، روزهای پایان میانسالی را با اجاره دادن خانۀ موروثی خویش به گروههای مختلف فیلمبرداری و نگهداری از سگ خویش میگذراند. او در هنگام فیلمبرداری آخرین گروه، درمییابد که خواهرانش قصد بازگشت به وطن و فروش خانۀ پدری را دارند. در همین زمان است که با یکی از هنرپیشههای گروه حاضر در منزلش به نام «خانم صباحی» که چند سال پیش همسر و فرزندش را از دست داده، آشنا شده که گاه با وی به درددل مینشیند. با پایان کار گروه و بازگشت خانم صباحی به رامسر، عماد که دیگر مکان مشخصی برای سکونت ندارد، با پیشنهاد خانم صباحی، سگ عزیزش را با وی همراه میکند تا شاید او جایی برای ادامه زندگی آرام داشته باشد. چند ماه بعد، عماد برای ملاقات با خانم صباحی به رامسر رفته و علاوه بر سگ خود، تولههای تازه به دنیا آمده او را نیز دیده و به بازی با آنها مشغول میشود