داستانهای تربیتی دعا - داستان داستانهای کوتاه داستانهای کودکان (آمریکایی)
داستانهای تربیتی دعا - داستان داستانهای کوتاه داستانهای کودکان (آمریکایی)
دختر کوچولویی به نام "جما" عاشق اسباببازیهای نرم و پشمالو بود. او تعداد زیادی خرس، یک فیل، چهار خرگوش و هفت موش داشت. یک شب جما متوجه شد که خرس دوست داشتنیاش ـ دارچین ـ در جای خود نیست. او تمام خانه را به دنبال دارچین گشت و در نهایت با مادرش به پارک رفت. در آنجا، دارچین را دید که تنها روی تابی نشسته بود. جما از دیدن دوبارۀ دارچین خیلی خوشحال شد و بعد از بازگشت به خانه به همراه عروسکهای دیگر خود جشن بزرگی برای پیدا شدن او برگزار کرد. "خرسی به نام دارچین" یکی از داستانهای کوتاه کتاب حاضر است که به همراه یک دعا در پایان هریک، برای کودکان فراهم آمده است. داستانهای دیگر کتاب عبارتاند از: قلعۀ شنی؛ مهمانی آقا شیره؛ باغ گلهای وحشی؛ بلندترین برج دنیا؛ دوقلوهایی که دوقلو نبودند؛ قورباغههای جیمی؛ بازیهای مهد کودک؛ سوی بازیگوش؛ یک دقیقه صبر کن.