خوشبختی
خوشبختی
در این قصه، پسری در جست و جوی پاسخ این پرسش که "هدیهی ارزشمند چیست؟" با پیرمردی گفت و گو میکند: پیرمرد از پسر میخواهد تا با یافتن پاسخ سئوال به خوشبختی ابدی دست یابد. پسر در هر گوشه و کنار به دنبال پاسخ این سئوال است تا این که پس از سالها درمییابد که خوشبختی حقیقی لذت بردن از زمان حال است و آن گاه که انسان از گذشته احساس گناه میکند یا نگران آیندهی نامعلوم است، در زمان حال زندگی نمیکند و رنج را تجربه میکند.