داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، مشتمل بر چند داستان کوتاه فارسی است که با زبانی ساده و روان نگاشته شدهاند. «ایستگاه آخر»، «خیلی ساده»، «انتهای امیرآباد شمالی»، «شب»، «تسبیح فیروزهای»، «او که مقصر نبود»، «کفش»، «قتل در ساعت 4 عصر»، «امضا»، «اسفندیار»، «مرگ خاموش آقای نویسنده» عنوانهای برخی از داستانهای این کتاب هستند. در داستان «ایستگاه آخر» میخوانیم: «قطار نرسیده بود هنوز. حس میکردم آن زیر هم باران نفوذ میکند. بدنم نم کشیده بود انگاری. درد میکرد. مثل وقتهایی که مادربزرگ توی اتاق کنج حیاط خوابیده بود و فکر میکردم همه بدنش درد میکند».