داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
"مری"، دختر هشتساله، شبی که ماه کامل است، به صورت کاملا اتفاقی، متوجه میشود که برادرش، بیلی، قادر به پرواز است. او با وجود این که از این موضوع بسیار شگفتزده شده است، تصمیم میگیرد درباره ی آن، با کسی صحبت نکند چون به خوبی میداند کسی حرف او را باور نکرده و او را به خیالاتی بودن متهم خواهند کرد. بنابراین از این راز فقط مری و گربه و خوکچۀ هندیاش خبر دارند. آنها متوجه میشوند هربار که ماه کامل است، بیلی میتواند پرواز کند و تنها چند دقیقه پس از پرواز، خود، این موضوع را به خاطر دارد و فردا صبح همهچیز را فراموش میکند. این جریان، ماهها ادامه دارد، تا شبی که ماهگرفتگی اتفاق میافتد و بیلی به سختی با مشکل فراوان خود را به خانه میرساند. پس از آن شب، او تمام استعداد پرواز خویش را از دست داده و به یک پسربچۀ معمولی تبدیل میشود. مری ماههای بعد هم در شب مورد نظر منتظر میماند اما دیگر هرگز واقعۀ پرواز بیلی تکرار نمیشود.