داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، رمانی فارسی است که با زبانی ساده و روان و بیان جزئیات لازم نگاشته شده است. نویسنده با پرداخت مناسب شخصیتها و توصیف عمیقترین احساسات و افکار آنها و همچنین بابیان دقیق جزئیات صحنهها، خواننده را از ابتدا تا انتهای کتاب با خود همراه میسازد. در داستان میخوانیم: «درست نمیدانست چه موقع از روز است، ظهر است یا بعدازظهر. فقط فکر میکرد مدتهاست در این اتاق تاریک خفه گیر افتاده است. صدای خسخس نفسهایش را میشنید، بهزور نفس را در ریه تا گلوگاه میکشانید. بریده بود، توان بالا آمدن نداشت. با هر زحمتی که برای نفس کشیدن میکشید، قفسه سینهاش بار سنگین زیادی را بالا و پایین میشد.