داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای کودکان و نوجوانان
«گرنی» پیرزن تنهایی بود که همیشه بهانه میگرفت. یک روز دوست او به خانهاش آمد. او از گرنی، خانه و زندگیاش خیلی تعریف میکرد، اما گرنی از همه چیز ایراد میگرفت و با بهانهگیری چیزهای بهتری میخواست. دوست گرنی برای او توضیح داد که همة چیزهایی که او دارد خیلی خوب هستند و او باید خوشحال باشد. گرنی بعد از رفتن دوستش با خودش فکر کرد و از بهانهگیریهایش پشیمان شد و خدا را به خاطر چیزهایی که به او داده بود شکر کرد. کتاب حاضر شماره ۳ از مجموعه آدمهای زیادهرو است که در برگیرنده یک داستان آموزنده برای کودکان گروه سنی «ب» میباشد.