داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
در این داستان "یزدان" پسری است که با چشمان دو رنگ به دنیا میآید. پس از تولد مادرش او را به دایهای سپرده خود همراه شوهر دومش راهی ترکیه میشود. یزدان به تدریج بزرگ میشود؛ اما همه به دلیل دو رنگ بودن چشمانش در نظر اول از وی میترسند و با او رابطهای برقرار نمیکنند. در این میان یزدان با "فرامرز" دوست میشود و به همراه وی در کلاس موسیقی ثبتنام میکند. در این کلاس دلباخته دختری میشود و.....