داستانهای تخیلی داستانهای کودکان و نوجوانان سگها - داستان پدربزرگها - داستان پدربزرگها و مادربزرگها و نوهها - داستان
داستانهای تخیلی داستانهای کودکان و نوجوانان سگها - داستان پدربزرگها - داستان پدربزرگها و مادربزرگها و نوهها - داستان
کتاب مصور حاضر، داستاني است که با زباني ساده و روان براي گروه سني (ب) نگاشته شده است. در اين داستان سگهاي جوان نميخواهند به ديدن پدربزرگ بروند. ميگويند او خستهکننده است و همهاش از گذشتهها حرف ميزند. آنها فکر نميکنند پدربزرگ هم روزي جوان و خوش بوده است. اما پدربزرگ هنوز چند چشمبندي در آستين دارد.