قطعههای ادبی - قرن 14
قطعههای ادبی - قرن 14
سفر نه از دیار من که از من آغاز میشود. دلم آغازگر است به سمت جایی که خودش هم نمیداند به کدامین انتها میرسد. اگر تو پایان هجرتم نباشی هیچ نمیخواهم. پریشانتر از آنم که فقط دیوانهای خوانده شوم، مرا با نام کسی بخوان که تو را خواسته است. مطلوب من! زیباترین خواستنی؛ آنچنان شیفتهام کردی که جدایی ابر کبودی است که بر آرامشم سایه افکنده، نه خیال باران هست نه حضور مهربان یک نسیم. چه باید کرد؟ دلم بی تو کویری است که هر تپشش عطشناک تو را زیر لب میخواند. کتاب حاضر حاوی 78 قطعة ادبی است که عمدتا با مضامین عارفانه به نگارش درآمده است.