داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
داستان ماجرای عاشقانهای است میان "رویا "(دختر پزشک یک روستا) و "فرزام" که فرزند دبیر همان روستا است .رویا به تحصیل در رشته حقوق مشغول میشود و ناگزیر این دو از هم جدا میگردند .رویا در اصفهان با پسری به نام "امید "آشنا شده، زمانی به همین منوال میگذرد، با حضور "فرزام " در آن جا، ماجرا به گونهای دیگر رقم میخورد .