داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
روزی، یک کتاب کهنه تصمیم گرفت، به کارخانهای برود تا یک آقای مهربان، از او یک کتاب نو بسازد. زیرا کتاب کهنه و قدیمی شده بود و جزء وسایل دورانداختنی به شمار میآمد. باد او را با خود برد، در راه یک توپ پلاستیکی کهنه و یک قوطی فلزی قدیمی نیز با او همراه شدند تا این که سرانجام به کارخانه رسیدند و هریک از آنها تبدیل به وسیلة جدیدی شدند. مخاطبان این داستان تخیلی گروه سنی «ب» و «ج» هستند.