داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
مجموعة حاضر حاوی داستانهای کوتاهی با عنوانهای «یک روز از زندگی آدمک...»، «دوست رقیق من»، «گربه»، «پن»، «مربع سفید»، «ساختمان»، «خیابان هزارم»، «لیلی»، «صبح»، «گزارش»، «دایرة من» و... است. در داستان «دوست رقیق من» آمده است: دو نفر هر روز در یک کوچة باریک روبهروی هم قرار میگرفتند. هیچکدام حاضر نبود به دیگری راه بدهد و هرکدام منتظر بود تا دیگری کنار بکشد. آن دو به قدری مغرور بودند که در برخورد با هم محو و رقیق میشدند و در یک عمل جمع خیلی ساده، هیچ میشدند و هر دو میدانستند اگر روزی هرکدام بتواند به دیگری راه دهد روزی خواهد بود که دیگری نیز راه خواهد داد.