داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«مردی که هیچ زنی دوستش نداشت»، روایت مردی است که زنش را کشته است. در طی داستان متوجه میشویم که او درحال تعریف کردن دلیل قتل برای وکیلش است، البته ماجرایش را نه برای فرار از اتهام قتل بلکه برای روایت زندگیاش مینویسد؛ شاید به این امید که بعدها تبدیل به یک داستان عاشقانه جنایی شود. گرچه کتاب با اعتراف به کشتن همسرش «نازگل» آغاز میشود اما داستان بهشکل خطی پیش نمیرود بلکه با برگشتی به 18سالگی «پادرا» - مرد راوی داستان - مراحل تغییر شخصیت او را از یک جوان ساده و بیدستوپا به شخصیت امروزیاش حکایت میکند. کتاب به شیوه حکایتپردازی قدیمی قصهدرقصه است، یعنی تعریف هر داستان بهانهای میشود برای تعریف حکایت بعدی که درمجموع معرفی زنهای مختلف زندگی راوی هستند و بلایی که هرکدام به سر او آوردهاند که درنهایت به آخرین زن و کشتن او ختم میشود... .