داستانهای تخیلی
داستانهای تخیلی
«بیلی» یک جعبة بزرگ پیدا کرد که صدای خندهداری از آن به گوش رسید. او در جعبه را باز کرد و یک خارپشت در آن دید. خارپشت به بیلی یک قیچی داد و ورقهایی از کاغذ رنگی را هم از جعبه درآورد. او به بیلی پیشنهاد داد تا با کاغذها درخت، گل و کاردستیهای دیگر بسازند. آنها توانستند درختها و سبزههای زیادی با کاغذ بسازند. اما بیلی کمی ترسیده بود، زیرا فکر میکرد در میان آن همه درخت گم خواهد شد. اما خارپشت به او کمک کرد و درختان را با قیچی قطع کرد و بیلی را به اتاق خودش برگرداند. داستان تخیلی حاضر برای کودکان گروه سنی «ب» تهیه شده است.